تبليغاتX
باشگاه مشت زنی
باشگاه از این به بعد تا ابد سیاه پوش است

سلام

نوروز مبارک. امسال هم مثل هرسال.ولی با این فرق که امسال اصلا نفهمیدم عمونوروز کی اومد.نه سُرنایی،نه دُهلی،نه توپی.هیچی.تقریباً همه جای دنیا، چه مردمانی که نوروز گردن آویز اونهاست و چه اونها که سعی دارن به هر بهانه، آویزون گردن این روز بشن به نوعی و دلیلی اون رو جشن میگیرن. حتی بی دین و لامذهب ها و ملل بدوی و لخت و پتی.حتی اعراب تازی سوسمار خورِ شترِ نِجاستخوار سوار شو!درتمام ممالک نوروزعید،جشن های موسیقی محلی، نمایشها و رسوم محلی، کره پنیر محلی...چه می دونم،هزار و یک کوفت و زهرمار محلی پخش میشه.اما تو این خراب شده گل و بلبل نه جشنی، نه سروری، نه سرودی. بالام جان، خیر سرمون ما ایرانی هستیم.نوروز مال ماست. شعر پارسی ما سردر اون سازمان  کوفتُ الملله! مهمترین خلیج دنیا به نام ماست. ما در این مختصات جغرافیایی هستیم آقاجون!اینهمه رسم و رسوم،اینهمه مراسم نوروزی. کو؟ کجان؟ نه سیاهی، نه حاجی فیروزی، نه خیمه شبی، نه نقالی، نه شامورتی، نه پفیوزی، نه....و به جای تمام این مزخرفات بیهوده فرهنگی هم مرد دوهزار و چند چهره نشون ِ من ِایرانی ِبلانسبت دوسه هزار درد و مرض میدن تا زندگی خودمُ توش ببینم و بدلیل همذات پنداری شدید هم هرهر بخندم وایام عید به کامم. خوب، میخندونه نه!اینا برنامه های نوروزی من ِخاک برسره! یه کلیپ احمقانه از بوی عیدی و بوی توپ اون خدابیامرز که تا وقتی زنده بود هیچ حرومزاده کثافتی حالش رو نپرسید و مصاحبه با عروسک خیمه شب ِمبارک روی میز استودیو. همش حرف. همش مزخرف.راز بقای خودم،من ِمومیایی، فیلمهای روز دنیا، چیزهای نصف شب دنیا،ایضاً کوفت، زهرمارهای  دنیا.شرم بر هرچی آدم بی رگ و ریشه.صدهزار هزار بار.راستش نوروز امسال حالم از همه چی گرفته بود.از زمین، از زمون، از مسئولین نافرهنگی و برنامه های نوروزی  هرسال ضایع تر از سال پیش این خراب شده،از دید و بازدیدهای دیگه تکراری و فرمالیته هرساله، از بحث های خداییش چیپ خانوادگی - خاله زنکی و مزخرفات پلوتیکی  و اکونومیکی هرساله،از خود روزِ هرسال دریغ از پارسال نوروز. به عنوان یک ایرانی هم اصلاً دوست دارم یک شب تب، یک شب مرگ از این بی شرمی و نوروز هم با من. هر چه هم دوست دارید اندر محاسن و مناقب این سرزمین مقدّس و اِل و بل و جیمبل نوروز و اندر مضار مردن من و فلان و بهمان عمو نوروز بگید. گوشم بدهکار نیست چون امسال اصلا احساس ایرانی نداشتم و دور و برم هم ندیدم.هیچ جا و به هیچ عنوان. تمام.

 اما این دلیل نمیشه قبل از مرگ - مثل هر ایرانی دیگه که خودش رو کوچکتر از اونی میبینه تا پیامی بده - برای امت همیشه در صحنه پیامی نداشته باشم:

از یکی شنیدیم خوشبختی فاصله بین دو بدبختیه و گاهی کمتر بدبخت  بودن.با اینکه چشمم آب نمیخوره ولی بی خودی امیدوارم  به امسال کمتر بدبخت بودن و شاید خوشبختی هامون طولانی تر و کمی هم  ایرانی تر. مثلاً آمین.

                                                                     در پناه حق

+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت   توسط شهاب   |