| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سه سالگي
سلام ميخواستم يه مطلب چرت و پرت ديگه بنويسم به مناسبت سه سالگي بي هدف ترين كاري كه تو عمرم شروع كردم . مشت زني تو باشگاه مشت زني. اما حالم بده و اصلا خوش نيستم. سه مطلب براي اين پست در نظر گرفتم كه طنز نيستن و كاملا شخصي هستن با جهت گيري افراطي. ميتونيد نخونيد.
1- تو گزارش خبري ديدم يه دختربچه ي كشته شده غزه اي توسط يه پرستار از حالت دمر برگردونده شد تا صورت خوني ش رو به دوربين نشون بدن.احمق يه دفه ولش كرد وسر بچه به عقب افتاد و دسته موهاي بافته ش ولو شد رو زمين. حس كردم چيزي تو من شكست. خدارو شكر ميكنم قائله تموم و معلوم شد كه اين وسط فقط يه سري بدبخت بيچاره اضافي بودن كه بايد مرده ميشدن تا بعدش سران قوم گل گردنشون بندازن و صدهزار نفر هم براي سلامتي خودشون و ايشون و آقاي راننده و گاز و كلاج و دنده و من گوينده و شماي خواننده صلوات بفرستن و اين شعر منتسب به راجر واترز خان ارمني به ذهنم بياد كه: از تهران خداد مايل دورتر وارد بازي مي شويم با تهور در تيررس نبودن تا زن و بچه مردم رو گوشت دم توپ يه مشت كثافت تر ببينيم با تهور در تيررس نبودن كه خونه زندگيشون رو يه مشت كثافت تر بمبارون ميكنند با تهور در تيررس نبودن و زمينهاشون با تانك هاي يه مشت كثافت تر شخم زده ميشه با تهور در تيرس نبودن وارد بازي ميشويم بعله قربان،با تهور در تيررس نبودن... كاش بيت المقدس و نوار غزه و كلاً فلسطين تو ايران بود.هم اسرائيل از رو زمين محو ميشد، هم اون بدبختها به زندگيشون ميرسيدن، هم اصلاً ملت دنيا خلاص ميشدن.
2- چند شب پيش داشتم آشپزي ميكردم و آقاجونم داشت اخبار گوش ميداد. موضوع سوتي باراك اوباما بود در مراسم سوگند. مجري اخبار: ]با حالتي كاملا خاله زنكي و تيريپ طعنه يخمي[! باراك اوباماي فلان و بيسار در مراسم اداي سوگند تپق زد! به گزارش... ولي نگفت طرف مثل همه سياستمدارهاي ديگه بعدش هم نيم ساعت زر زد، بدون تپق، بدون سوتي، در كمال سخنوري و بدون حركات دست و زبون كر و لالي و يه خط نوشته جلوش. قديميا خوب ميگفتن طرف چوب كبريت رو تا اينجاي اون يكي ميبينه، منار رو تو اونجاي اين يكي نه.گفتم آقا خاموشش كن،يه روز ميخوام اين […] ي [...] ي [...] بي [...] رو فحش ندم ببينم ميزاري يا نه! رفتم ديدم آقاجون خوابه.
3- باز نزديك انتخابات آدم نظريات جديد ميشنوه.شنيدم قراره گشتهاي ارشاد فرهنگي تر بشن. خدا به خير بگذرونه!
نتيجه گيري سيستماتيك - مرگ خوبه ولي براي همسايه بيچاره. حيوونكي...! نتيجه گيري ديپلماتيك - اكثردولتمردها به قول يارو گفتني يا [...] خـُـلند يا بچه [...]. نتيجه گيري در ضمن - ايكاش داوري در كار بود...
در پناه حق |+| نوشته شده توسط شهاب در دوشنبه 7 بهمن1387 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() If This is Your First Night
You Have to Fight منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 پيوندهای روزانه
کارتونجوداس پریست محسن نامجو بانك اطلاعات نشريات كشور سايه (شعر) سی نما نت لغت نامه دهخدا بيابان ها و كويرهاي ايران خبرنگاران صلح ديالوگهاي ماندگار سينماي ايران مانيها(شعر مستقل ايران) پرشين كارتون خانه هنرمندان گنجور مارك نافلر هنر و موسیقی گفتگوی هارمونیک ویکی پدیا سوره سینما حضور خلوت انس ماجرای روسری کذایی دیباچه گیشه (سینمای ایران) يادداشتهاي يك تبعيدي عصباني عصر ایران فکسون(بانک اطلاعاتی سینما) پرشيا فيلم - سينما ايران ديدار - سفر و ايران گردي آرشيو پیوندها پيوندها
اهل هواپاتوق گورکن ها تا بی نهایت نقاب سرخ جوجه كلاغ سفيد در همين نزديكي ها گوله برفي مرجان بوکوفسکی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |