تبليغاتX
باشگاه مشت زنی
باشگاه از این به بعد تا ابد سیاه پوش است

                        

 سلام

ديشب يه فيلم كوتاه "موبايلي" ديدم از راف كات هاي مصاحبه هاي تلويزيوني با مردم كه ميگن تو اينترنت ريخته.چقدر ملت ما محجوبند و ساده.آدم تازه ميفهمه چطور ميشه اين ملت رو هر طرفي چرخوند:

 

مصاحبه چي- [ نجواگونه] و انزجار ما...

يه بنده خداي شهروند-...و انفجار ما...انزيجار ما از...

[خنده دوربين چي و مصاحبه چي]

مصاحبه چي- بگو و نفرت ما!

بنده خداي شهروند- و نفرت ما از...اسرائيلي ها...

[خلاصه ش كنم:]

مصاحبه چي-...بگيد حضور ما نشانه وحدت و همبستگي مسلمانان و همچنين

                  نفرت ما نسبت به اسرائيل اشغالگر و،استكبار جهانيه .خوب،

                  بريم؟ [با لحني جدي] حضور من و شما درراه پيمايي روز قدس

                  نشانه چيه؟

بنده خداي شهروند- ...نشانه ي نفرتُ...نفرت و انزجارُ...از همبستگيُ... بعد...

                          با هم بودن!

 

                                   *                *                 *

يك شهروند آذري كه مطمئناً گاوداري داشتن.اين يكي رو كه ديدم داشتم از خنده مثل اسپند بالا پايين مي پريدم:

 

شهروند آذري- ...شوراها درخواستمون اينه،ويجدان داشته باشن.فقط  ويجدان

                    داشته باشن،به مردم رسيدگي كنن. مردم كه رأي ميارن ميدن...

                    اينا نمي تونن گاو هم بچرنونن. با رأي مردم اومدن اينجا به مردم

                    كمك كنن،خدمت كنن...اينا حتي نميتونن يه گاو بچرنونن،اومدن

                    شدن شورا. به رأي مردم، با رأي مردم...

 

                                  *                *                 *

در محلي كه چادر وحدت برپاست براي فروش لوازم و قطعات ملزوم روضه و عزاداري. يه جوان حزب الهي در حال مطالعه يك كتاب. ادامه:

مصاحبه چي- آقا سلام عليكم.

جوان- سلام عليكم

مصاحبه چي- شما ميدونيد كه جمعه آخر ماه مبارك رمضان چه روزيه؟

جوان- بعله! روز...عيد فطر.[گيج به مصاحبه چي نگاه ميكنه. دستي به شقيقه ش

         ميگيره] نه، ببخشيد[يادش نمياد]

بر و بچز گروه از پشت دوربين- روز قدس.

جوان- بله، روز قدس.

 

                                     *              *                *

يك خانم محجبه در خيابان:

    - ...غيبت نكنيم، تهمت نزنيم، مال مردمُ  نخوريم،‌حجابمون رو رعايت كنيم،

      جاييُ كه نبايد نشون نامحرم بديم نديم...ديگه حجاب كامل، حجاب كامل!

 

                                       *            *             *

يك شهروند ديگه- خودياري اصلا نبايد ميدادن. يه نفر هول شد رفت داد، بقيه

                       ندارن كه بدن، حالا بايد چه كار كنن؟ شما اينُ به ما بگيد!

يه مصاحبه چي ديگه- باقي هول نشن ندن!

شهروند- آره.

 

                                    *                *                *          

 

نتيجه گيري اخلاقي: امان از دست اين تلويزيون.

 

توصيه ضروري- اين فيلم رو حتما ببينيد كه حالش رو ببريد.

توصيه ايمني- مصاحبه چي هاي شبكه هاي استاني را جدي بگيريد. خيلي ماشالله [...] پُر رو هستن!

توصيه هنري- يه بچه تو اين فيلم ميخونه.بدون آهنگ و ساز و تيون كردن صدا وشاموورتي بازي اين خواننده هاي امروزي. ببينيد چه ميكنه اين بچه!

 

                                                        در پناه حق

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت   توسط شهاب   | 

                                 


                                  

   

  

   تا خون در رگ ماست،خداوكيلي ديگه يه دونه طلا حق مسلم ماست!

 

سلام

 

اول اينكه:

 ضمن عرض تبريك و تهنيت به ملت و دولت چين به جهت برگذاري عظيم و باشكوه بزرگترين همايش فرهنگي - ورزشي بشريت، وعرض زرشك و خسته نباشيد به برخي از دست اندركاران جهت حضوردر اين رزمايش به صورت« تـِــــرمالش»،بدينوسيله مراتب تشكر و قدرداني خود را از آن مديريت لامذهب سوسك و موش خور كشور چيني و نفرت و انزجار خود را ازاين مديريت مشعشعانه  ورزش كشور ملامين اعلام مي داريم، تمام.

 

دويّماً:

 ديروز تو اخبار شنيدم رياست مدبرانه و ادعيه و نذر و نياز حضرات اينبار به كار نيامده و يه مدال طلا و يه برنز چهل ميليارد تومن واسه اين ملت آب خورده. حالا خوبه اين استاد اومده بوده سروساماني به سازمان ورزش اين خراب شده بده،وگرنه ببين ديگه چه [...] مي زد به خاج! لااله الالله. آخه آدم چي بگه قربونتم. يه خاطره بامزه بگم فضا رو بشكنم. يه بار يه بلال فروشي خواست يه بچه تخسي رو كه ازش بلال دزديده بود فحش بده.ديد دورش ملت جمعند.حجب و حياش نذاشت درست و حسابي اين كار رو بكنه، در بلاتكليفي بلال تو دستش رو به سمت دزد گرفت و گفت:

     " همين بلالم از پهنا تو... دهنت! بالاخره يه روز همديگرو ميبينيم."

 

سيّم عارضم خدمتتون:

 يه پيشنهاد ميدم، جداً نه توش نياريد.اين چيز هادي ساعي رو- پاي مباركشون رو عرض مي كنم- طلا بگيرين كه حقشه و واقعاً پا طلاييه. آلله ساخلاسين.ساعي نبود چه شكري ميل مي فرمودند اساتيد؟ شما را به خدا قسم ميدم نذاريد اينا از زور بدبختي برن توي تيزرهاي بنگاه هاي املاك دارقوزآباد عليا بازي كنن. ديگه اين يكي رو حداقل نذاريد با غيرت ها. درخواست مي كنم يه كم از اون مايه هاي لوطي خور شده رو بديد چيزش رو طلا بگيريد خواهشاً، لطفاً، ملتمساً، مُـتمنياً، استدعا اً....

 

چهارم جسارتاً:

 از مديريت تيليويزيون اين خراب شده هم متشكريم كه با پخش مسابقات و مراسمات افتتاحيه و اختتاميه، ترديدمان را در مورد مديريت هنرمندانه ايضاً مثل بلال مجموعه مديريتي خود برطرف كرد و آب پاكي رو ريخت رو دست و بالمون. يادمه بالاي يه سيفون نوشته بود:

 " خواهي كه حريفان نبينند هنرت را برخيز و بكش سيفون بالاي سرت را "

جناب مدير خودتون ديديد؟ نديديد! خودتون اگه ميديديد كه ديگه تيليويزيون نمي ديديد. ديديد ديديد نديديد هم كه ديد، ديد، ديد، ديد...

 

پنجم والله چي بگم:

نبايد بگم ولي ميگم.بيايد دست در دست هم،فقط ميهن خود را كنيم آباد وخودمونُ كوچيك نكنيم و مثل حسن كچل تو چهارديواري خودمون بمونيم و گل خودمون رو بماليم سرمون واصلا خودمون رو به هيچكي نشون نديم كه چشم نخوريم.جدي ميگم.مضحكه خاص وعام بشيم واسه چي؟ تو ورزشي كه هميشه يه پاي ثابتش بوديم،هميشه مدال داشتيم،هميشه اسم و رسم داشتيم،جسارتاً داريم از عقب بوق مي زنيم! شرم آور، تهوع آور و كسرلاتيه به مولي. تمام روزها منتظر مسابقات كشتي بودم. روزش كه رسيد مي خواستم زودتر بگذره.يكي از برو بچز تيم كشتي هم گفت.ميگفت بچه ها همه مي خواستن زودتر برگرديم خونه.تو مسابقه آخر اصلا انگار يه صدايي گفت فلاني ولش كن بزار تموم شه زودتر برگرديم. وضعيت اردوي تيم ملي رو باش! تمام ورزشكارهاي تمام فرهنگها و كشورها، آرزوشون اينه كه تو يه همچين مسابقاتي شركت كنند.اونوقت كشتي گيرهاي ما از زور خوشي ميخواستن زودتر برگردن خونه.از سرمربي تيم مي پرسن فلان كشتي گيرت چشه كه بي حال كشتي گرفت؟ ميگه نمي دونم.برم تو رختكن حتماً ازش مي پرسم! تف تو اون روت بياد كه از حال بچه ت خبر نداري و تازه ميخواي تو رختكن ازش بپرسي چشه. اونم بعد از مسابقه. حضرات هم از وي.آي.پي هاي دولتي استفاده كرده،به جاي مربي و كادر فني، چندتا بي ناموس رو بردن كه آقايون با پول ملت بگردن و المپيك بازي كنن و حال و حول. شيش ماه ورزشكار ملي پوش مملكت سي ِ خودش بوده و فدراسيون نمي دونسته اصلا كجاست. پس كاركميته ملي المپيك چيه؟ واسه چي حقوق ميگيريد؟ مگه كاري غير از نظارت مستمر به ورزش قهرماني اين خراب شده داريد؟ بي شرافتها انقدر گند زدن و انقدر عصباني هستم كه،اي وسط فرق سر حضرات تا رستن گاه زبانشان...همون بلال اين هوايي استاد بلال فروش!

 

ششم تا يادم نرفته:

از تمامي شركت كنندگان ورزش اين خراب شده در اون مسابقات متشكريم. خسته نباشيد، عرق ريختيد،زحمت كشيديد،دست پنجولتون درد نكنه. ولي ايكاش يه كم بيشتر از ديگرون دل مي سوزونديد. كاشكي از خون آرش تو رگهاي شما هم بود.كاش تو رگهاي هممون بود.

 

هفتم  عنايت بفرماييد:

خداوند مي فرمايد انسان هميشه در خسران و زيان است. حق است. انسان هيچوقت برنده نيست. ولي برنامه ريزي و تعقل در امور ورزش دنيا هم چيز خوبيه. زعما و فضلا و ادبا و هر كس و ناكس بي عقل و برنامه اي كه به اين جريان ربط دارد و موجب اين خسران و زيان روحي و معنوي و مادي شده را بايد سريعاً بازخواست،تنبيه و ازمسند قدرت بركنار و پوستشان را هم به خاطر اين آبروريزي قلفتي كند. عزيزان شانس آوردن من تو اين خراب شده هيچ كاره ام. اگه بودم كه همشون رو ميذاشتم سينۀ ديوار. جدي ميگم.

 

هشتم و ختم كلام:

ايكاش ما هم به جاي اينهمه همت وغيرت و هارت و پورت و مشت محكم و ناز يواش و تمام ادعا ها و اُلدورَم قـُلدرَم و دفتر دستكمون چهارتا آدم عاقل و دلسوز و اهل فن و متخصص و اينكاره بالا سر كارهاي مهم داشتيم. حداقل بالا سر ورزش داشتيم باز يه دلخوشي بود. اي بابا. گل بگيرن همه جاي اين خراب شده رو! حوصله داريد ها...

 

  در پناه حق

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت   توسط شهاب   |