|
باشگاه از این به بعد تا ابد سیاه پوش است
|
علامت حاکم بزرگ، میتیکومان یا شهرداری!
سلام
1- چند شب پیش داشتم تلویزیون جمهوری اسلامی رو نگاه میکردم.آخرهای یه برنامه ای بود که احتمالاً مربوط میشد به شهرداری تهران. در تیتراژ پایانی عکس برج مخابراتی میلاد در کنار آرم شهرداری اومد و...ببینم؟ از کی تا حالا آرم تهران شده برج میلاد؟ نه والله،بگید ما هم بفهمیم.یکی به من ثابت کنه که تو این قضیه برج میلاد به برج شهیاد سابق و آزادی فعلی ارجحیت داره. خداوکیلی اگر این دوتا برج رو بدیم دست یه آدم کور،بگیم بهش دست بماله، بگه از لحاظ بصری و اصول زیبایی شناختی و پایداری یک بنا،کدوم قشنگ تر و مطمئن تر و رادست تره،میگه اینی که لنگاش به زمینه، نه اونی که همه چیزش رو هواست! به قول یکی ازبچه های قدیم تهران اصلاً سلیقه ها چیز شده...این شده...یه جورایی برج میلادی شده!...بیلمیرم چی.
2- با یکی از دوستان بچه قدیم تهرانیم در یکی از خیابانهای قدیمي تهران داشتیم به یکی از این خونه قديمياي آجر بهمنی که بالکن و بهارخواب و حیاط داره نگاه می کردیم وهی به به و چه چه واینکه ماشاالله هنوز چه سرپا و تمیزه و این حرفها.بعد صحبت از این شد که این خونه ها خراب و به جاش توسط یه سری بساز بفروش که هیچ تخصص لازم و جواز قانونی برای خانه سازی ندارند میشه آپارتمان که دوستم گفت تخصص و مدرگ و گواهی چیه برادر،راست راستی دلت خوشه!؟ یه چیزی بگم دندونات بریزه. گفتم نگو! گفت تو محل ما یکی بود،ساقی مواد. چند سال قاچاق فروشی کرد.چند وقت پیش رفت مکه و حالا زده تو کار ساخت و ساز و شده حاج فلان معمار.بعد صحبت از این شد که می دونی - زبونم لال- وقتی زلزله تهران بیاد میزان مصدومانی که توسط شیشه ها و سنگهای روکار آپارتمان های همین اساتید به وجود میاد بیشتر از خود آوار خونه هاست؟ واینکه شما حتی تو خیابون هم ازخطر آوار یه آپارتمان حداقل چهار طبقه ای درامان نیستی و هر لحظه میتونه حتی وسط خیابون بیاد رو مخت، چه برسه به اینهمه برج های زهرمار تهران.دوستم گفت اصلا چرا دولت اجازه میده تو تهران بیشتر ازاین آپارتمان بسازن؟ چرا یه همچین خونه های خوب و قشنگی رو خراب میکنن؟ یه توریست بیاد تو این خراب شده و بخواد خونه ها و محله های قدیمی ش رو ببینه کدوم قبرستون ببریمش؟ چرا سازمان میراث فرهنگی فلان،چرا شهرداری بیسار،چرا شورای شهر بهمان...گفتم جان من بی خیال. یه امروز رو می خواستم بنده خوب خدا باشم و دهنم رو کثیف نکنم ها، ببینم میذاری یا نه!
3- توی ده درکه یه باغ بود با چه درختهایی،این هوا!که خیلی باهاش حال می کردم.بعد از مدتها از اونجا رد می شدم،دیدم نه تنها اون باغ،بلکه چند تا از خونه و باغچه های اطرافش هم زیر و رو شده بود و در دست ساخت و ساز.من فقط می خوام بدونم چرا و چه کسی اجازه داده اون درختها قطع بشن.جان من دو دقیقه به این قضیه فکر کنین.به همراهم گفتم ببين!پول درختها رو به شهرداری پرداخت میکنن و می بُرنشون و جاش آپارتمانهایی میسازن که احتمالاً آقا و خانمی توش زندگی خواهند کرد و فقط شبها برای خوابیدن و [...] میرن توش.
4- نمیدونم خبر دارید یا نه، ولی شهرداری داره از همون میدان شهیاد سابق و آزادی فعلی تا خود فتلپورت،پیاده روی خیابون رو بازسازی میکنه. دستشون درد نکنه.چند وقت پیش که ما بعد از مدتها مثلا خیر سرمون کمی تیپ زده بودیم، به اتفاق یکی از دوستان تصمیم گرفتیم از چهارراه ولیعصر تا میدان انقلاب قدمی بزنیم و گپی و اگر هم بطلبه، سیاحت بازار کتابي و فیضی.تمام زندگیم خاک شد.خداییش انگار همون موقع از اتوبوس دارقوزآباد سفلا پیاده شده بودم. باد چنان گرد وخاکی راه انداخته بود که چش و چالمون در اومد.مي دونيد كجاي قضيه آخرش برام جالب شد؟ اينجاش كه يكي دو روز پيش باز کمی از اون مسیر رو طی می کردم.ديدم پياده رو زيرسازي شده و خاكش كوبيده.گفتم دمش گرم،ديگه خاك بازي نداريم.چند قدم جلوتر ديدم شرکت نمی دونم چی چی داشت زمین زیرسازی شده رو می کند برای لوله و سیم و کوفت نمیدونم چی چی. باز خاك و خلي برگشتم خونه. خدا ملا نصرالدین رو بیامرزه.
5- این رو به عنوان یه اعتراف می گم، ولي شما نشنيده بگيريد.نمی دونم چرا ولی گاهی که سینه خیز و درب و داغون از بیرون و خیابون میام خونه، فکر میکنم اگه حمل اسلحه تو این خراب شده آزاد بود یحتمل سر خودم و خیلی ها رو به باد می دادم. خدایا شکر که به خیر گذروندی.
در پناه حق